تبلیغات
صندلی خالی در کویر - یک قطره عشق

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

جستجو



آمار وبلاگ



Admin Logo


یک قطره عشق
نویسنده :تنها درکویر -- سه شنبه 19 مرداد 1389-11:37 ب.ظ

دریک داستان قدیمی عربی آمده است که پادشاهی ،صاحب کنیزی به غایت زیبا بود که اورا بسیاردوست داشت ،پادشاه او را به دلیل ملاحتش ،نسیم نامیده بود.

اما کنیز تازه وارد که پادشاه برای خود خریده بود،جای نسیم را گرفت .نسیم به شدت دچاررنج واندوه شد،اماشکایتی نمی کرد وناراحتی خود را نشان نمی داد.

روزاول سال جدیدکه تمام درباری ها برای پادشاه آرزوی سلامتی کردندوهدایایی به او دادند،نسیم هم آمد ولیوان کریستال فوق العاده ای به پادشاه دادکه دستمال بسیارزیبای گلدوزی شده ای روی آن انداخته بود.درداخل لیوان جمله زیر کنده کاری شده بود:

دوست من،جرعه های بلندی ازاین قدح عشق بنوش،اماقطره ای هم برای من باقی بگذار.

پادشاه تحت تاثیراین فکر زیبا واحساس عمیقی که نسبت به نسیم داشت ،به اوقول داد که همان شب قدح عشق رابا او خالی کند.

این جمله سینه به سینه نقل ومشهورشد وهنوز هم روی لیوان های زیادی به چشم می خورد.

منبع:مرهمی برای انسان